بریم سراغ این چند روز

سلام دوستان خوشین الحمدلله

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

١- ستایش بلاخره بعد ار ١٠ روز سختی و مریضی مرخص شد و الان در اتاق خوش قرنتینه هست چون مامانش اونقدر که در بیمارستان عذاب کشیده میترسه دوباره مریض بشه برای همون تمام خوشی ها و راحتیهاشو گذاشته کنار و خودشو در اتاق حبس کرده تا ستایش حالش خوب بشه میگفت دیگه روزای آخر چون هر کاری کردن رگ ستایشو پیدا نکرده بودن دیگه سرم نزدن تازه میخواستن سرشو بتراشن تا از سرش رگ پیدا کنن که سمیرا اسیان کرد و نزاشت الان حال ستایش بهتره و ما برای دیدنش باید ماسک بزنیم و بریم تو خنده داره نهhidingsmile.gif : 32 par 29 pixels.

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

٢- الینارو برای وزن و واکسنش چهار شنبه بردم بهداشت وزن اضافه نکرده بود ٧ کیلو  وزنش قدش ۶١ سانت و دور سرش ۴١ یه خورده از شب قبلش خر خر میکرد ترسیدم نزاشتم واکسنشو بزنن موند برای شنبه یعنی امروز همون روز بخاطر کم کردن وزنش بردمش دکتر هیچ ایرادی نداشت و میگفت کاملا سالمه امروز صبح رفتم و واکسنشو زدم nursesmileyf.gif : 69 par 37 pixels.دخترم اول به روی منو مسئول بهداشت نگاه میکردو میخندید بعد اینکه سوزن آمپول رو فرو کردن بازم هنوز مات بود یه هو داد زد و فهمید که ای دل غافل جیز خورده زودی آروم شد الان مامانم زنگ زد و گفت خیلی گریه میکنه میترسم این چند روز و سخت بگذره حالا خودم به درک دخترم هلاک میشه

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی 

۴- بلاخره برادر گرامی ته تقاری خونمون لباس سربازی را در آورد و به دخترو همسرش ملحق شد تعجب نکنین برای اینکه هم زود ازدواج کرده هم دیر سربازی رفت

۵- دخترم نصفه نیمه میپیچه یه خورده هم تلاش کنه تا اخر پنج ماهگیش فکر کنم دیگه بتونه بپیچه انگشت اشارشو کامل میکنه تو دهنشو یه هو حالش به هم میخوره علاقه شدیدی به خوردن مشتاش پیدا کرده و همچنان خنده رو تشریف داره تقریبا از عادت سر پایی انداختمش ولی بازم اذییت داره به هر حال بچست و من نمیتونم بهش چیزی بگم بازم چند وقتیه داغونم به دلایلی بزودی باید شروع کنم به خونه تکونی برای اینکه ماه دیگه مامان خونه تکونی میکنه و نمیتونه الینا رو نگه داره برای حل شدن مشکلم همه دعا کنین منتظر نظراتتون هستم عکسی از الینا ندارم چون هنوز گوشی مبایلم گرو دست شوهرمه در اولین وقت عکسشو میزارم میبوسم غنچه های خشگلتونو بای بای Hello

/ 5 نظر / 17 بازدید
سهراب> ساكن‌ابدي‌اعماق‌درياها

دلم گرفته ... پاي پنجره نشستم / كوچه خاكستريه باز زير بارون من چه دلتنگتم امروز انگار از همون روزاست / حال و هوام رنگ توئه كوچه دلتنگ توئه دلـــم گـــرفته / دوباره هواي تو رو داره چشــــم‌هاي خيسم / واسه‌ي ديدنت بي قراراه اين راه دور هم / خبر از دل من كه نداره آروم نــــدارم / يه نشونه مي‌خوام واسه قلبم جز ايـن نشـــونه / واسه چيزي دخيل نمي بندم اين دل تنــــهام / دوباره هواي تو رو داره هواي شهر تو و بوي گلهاش پيچيده توي اتاقم مثل خواب داره بدجوري غريبي مي كنه آخه جز تو دردمو كي مي‌دونه دلم گـرفـتـه .... دلم گرفته ... براتون آرزوي موفقيت مي‌كنم. البته يه خورده انگار نسبت به من بدبينيد. ولي اين خداونده كه از درون ما مطلعه و اونه كه ما رو مي‌شناسه. كاش قبل از هر اتفاقي و كاري به اون فكر كنيم. شايد راهمون درست نباشه. اون راه درست رو نشونمون خواهد داد.

مامان الی

به خاطر مرخصی ستایش کوچولو خوشحال شدم.مشکلت هم حل میشه به خدا توکل کن

راما

سلام الناز جون خوبی نگران انگشت خوردنش نباش فقط سعی کن حواسش رو پرت کنی خدا را شکر که ستایش خوب شده. الینا گلی رو ببوس

...

سلام الناز جان: اون نظرو که لیلی نذاشته...یکی از طرف لیلی گذاشته اینو خیلی واضح میشه فهمید.لیلی در این مدت دوستای زیادی داشت دشمنم داشت من نه دوستشم نه دشمن فقط مطالبش و میخوندم ولی امروز که نظرها را خوندم فهمیدم شما دچار سو تفاهم شدی گفتم بیا بهت بگم الانم یه پست گذاشته.[ماچ][گل]