9 ماهگی الینا

سلام دوستای عزیزم اونایی که میایینو سر میزنین اما نظر نمیزارین لطفا نظر بزارین تا بدونم وبلاگ الینا هم بیننده داره

امروز الینا وارد ٩ ماهگی شد از صبح هر کاری کردم تا بیام و برای الینا متنی بنویسم نشد که نشدحالا که کم کم وقت رفتنه پرشین بلاگ آخر سر باز شد به هر حال اومدم اعلام کنم که الینا وارد ٩ ماهگی شد و چیزی نمونده تا یک سالگشم تموم کنه منو که چقدر براش زحمت کشیدم بیشتر از من مامانم که شده مادر اصلی الینا و الینا اونو مامان خودش میدونه هر وقت چیزی به الینا میگم مامانم روم عصبانی میشه که اینهمه زحمت دخترتو کشیدم حق نداری به دخترم چیزی بگی پس از اینهمه عذاب چه در حاملگی چه در زایمان الان صاحب اصلی الینا مامانمه منم برگ چغندر و هیچ کاره

میگم بعد از در آوردن دندون پایین باید دندون بالا در بیاد اما من دیروز نگاه میکردم انگاری داره دندون نیش چپ الینا  در میاد میخواستم بدونم امکانش هست

چهار دستو پا رفتن الینا هم برای من شده روز و شب یعنی اونقدر تنبله که نمیتونه از جاش تکون بخوره برعکس ستایش که از اون یه ماهم کوچیکتره یه خورده راه افتاده بازم روی هم رفته ستایشم تنبله ولی دختر من شورشو در اورده نه چاقه که بگم نمیتونه تکون بخوره ولی تو رو روعکش قشنگ میره اینور و اونور اگه نمیتونست اصلا تکون بخوره نگران میشدم که مشکل عضلانی داره خدای نکرده ولی پاهاشو قشنگ تکون میده و تو روروعکش میتونه راه بره پس نگرانی از اون بابت ندارم خوب منم دلم میخواد شیطونی های دخترمو ببینم پیشرفتشو شایدم خیلی عجولو بی حوصله هستم

بحث ماجرای این چند روز که خانواده شوهری رو مشغول کرده یعنی زن بابا (پدرشوهرم) کلی روز به روز داغتر میشه اگه بدونین پدر شوهرم چه ذوقی کرده دیروز دوشیزه پروین خانوم جون برای ناهار خونه خواهر پدر شوهرم برای ناهار دعوت بودن و ایشون برای اولین بار به منزل پدر شوهرم قدم رنجه فرمودند نمیدونین از اول صبحی پدر شوهرم چه سفایی که به چهرش نداده بود چه عطری که نزده بود بماند که بعد از آمدن عروس خانوم چه فیلمایی که نیومد اول از همه بنده بیچاره رو از خونه انداخت بیرون البته با زبان شیرین منم که کوله پشتیمو والینا رو همراه با هم بر پشت انداختم دست از پا درازتر تشریف بردم به خونه و نتیجه حاصله این بود که در کار بزرگترها فضولی نفرمایم و دیگه اینکه جای هیچکدوممون در ان منزل نیست خوب دیگه فعلا اینا قضایای دیروز بوداوامری نبود من برم بای بای تا بعد

نازگل مامان تولد 9 ماهگیت مبارک

پینوشت : این پست با عجله نوشته شد برای همون نتونستم صفایی بهش بدم شرمنده عکس نداشتم بدون عکس وبلاگ حال نمیده منتظر باشین  

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرناز

سلام الناز جون زیاد نگران راه رفتن الینا نباش قدر این دوران هم بدون چون به محض راه افتادن دردسرا شروع میشه و همش باید پا به پاش حرکت کنی . منتظر عکس هستیم از دور میبوسمت[ماچ]

ناهید

سلام خانوم . مبارکه . کامت شیرین.

مامان الی

الناز جان مثل اینکه خیلی اتفاقات افتاده. قضیه اون روز چیه؟

مامان الی

راستی نگران 4 دست و پا رفتن الینا نباش . بعضی بچه ها به جاش شروع به راه رفتن می کنن. برادر زاده من هم همین جوری بود.

ساناز(مامان سلین)

اصلا بچه رو با بچه های دیگه مقایسه نکن. در هیچ موردی هر بچه ای برای خودش قابلیت هایی داره که اونیکی نداره

الینا

سلام الناز خانمی..خوبی عزیزم..چه خبرا؟ چقدر خوشحالم که اسم دختر خوشگلت با اسم دخمل من یکی هست...و خوشحال تر از آشنایی با خانم گلی مثل شما . لینکتون می کنم تا بیشتر بهتون سر بزنم [بغل][ماچ]

بهاره د

سلام من سر نزن تو نمیایی دیگه باشه دارم برات یه مبارکی بگی برا خونمون که نمی میری (شوخی کردم بابا به دل نگیر ) می خواستم بزنگم ولی حالم این روزها مساعد نیست به مسی زنگ زدم گفتم بعدش به تو زنگ میزنم ولی خیلی شدید مریضم امروز که دیگه بدتر حتی نتونستم ناهار بخورم شوشو ظرفها رو شست منم رفتم ک÷ه مرگمو گذاشتم خوابیدم زنگ میزنم بهت از دور هم این جیگوریتو میبوسم خیلی ناز شده گو گول مگولی [ماچ]

مامانی الینا

سلام عزیزم..الینای نازت خوبه..انشالله خدا کمکت می کنه و همه دل نگرونی هات رفع میشه [بغل][ماچ]

بهاره د

نه بابا دختر چه خبری ؟ مطمین باش هیچ خبری نیست یکم اعصابم ریخته بهم خیلی خیلیم خستم شدید زنگ میزنم سه شنبه یکم کار داشتم برا همین نتونستم [گل]

سوری مامان عسل

سلام الناز جونم. نه ماهگي گل دختري مبارك باشه انشالله. عزيزم نگران نباش هيچوقت بچه ها رو با هم مقايسه نكن بچه ها با هم فرق مي كنند مثلا عسل من اصلا دراز و نشست نرفت و يكدفعه راه افتاد اما هركي ميخواست نگرانم كنه مثل خانواده شوهرم فوري جلوشون وايسادم كه واسه دخترم عيبي نتراشند. دخملي ما از هر نظر سالمه تازه عزيرم راه بيفته لاغر هم ميشه چون تحرك باعث ميشه انرژي بسوزونه. ببوس روي ماهش رو[ماچ][بغل]