اولین روز وبلاگ نویسی

سلام دوستان به وبلاگ الینا خوش اومدین

بعد از کلی کلنجار رفتن که این وبلاگو بسازم یا نه آخرش تصمیم خودمو گرفتم و شروع کردم منتها قول نمیدم این وبلاگ هر روز به روز رسانی بشه ولی تلاشمو میکنم تا هر چه بیشتر در مورد دخترم بلای جونم براتون بنویسم فعلا چیز زیادی از وبلاگ نویسی سر در نمی یارم مثلا نمیدونم چطوری باید عکساشو تو وبلاگش بزارم ولی آخرش یاد میگیرم الان سر کارم حوصلم سر رفته اگه بگم دلم براش تنگ شده دروغ گفتم چون خیلی خستمه اونم خیلی نق نقو

الینا مامانی اگه بزرگ بشی میدونم تلافی اداهاتو چطور رو سرت خالی کنم نصف شبی خانوم بلند شده زول زده به دیوار میگم بخواب خوابم می یاد عین خیالش نیست خلاصه بعد ٢ ساعت شب بیداری و تلاش فراوان خانوم خوابید منم که انگار صد ساله نخوابیدم زودی خوابم رفت به خدا خیلی خسته میشم برا همون اعصابم نمیکشه بچه داری کنم روش عصبانی میشم فعلا باید برم پست بعدی توضیح میدم

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
سحر

(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤SAHAR ¤.¸.•'´» (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) چشمها منتظر طلوعی دیگر نشسته اند.. کاش هیچگاه سایه ی ابری، زیبایی طلوع را از ما دریغ نکند.. روزهای زندگیت آفتابی .. آسمان دلت بی لکه ایی از ابر... و طلوع شادیهایت پاینده باد.. تا درودی دیگر بدرود. (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤SAHAR¤.¸.•'´» (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)

مارال

مامانی خود النازی بازیگوشه ... عکسشو برامون بگذار ببینیم این ناز بانو چه شکلیه

سوری مامان عسل

سلام الناز جون. خانومی تبریک می گم به خاطر ایجاد وبلاگت. انشالله که همیشه در آن از خاطرات فراموش نشدنی ات بنویسی. عزیزم من در خدمتم اگه می شه خودت برام شماره تلفن خصوصی بزار من بهت زنگ می زنم. ببوس الینا جیغ جیغو رو[ماچ][بغل]