سلام سلام سلام

عیدتون مبارک انشالله که در کنار خانواده تعطیلات خوبی داشتین من که همش خونه بودم بخاطر بدخلقی الینا زیاد بیرون در نیومدیم یه چند جا رفتیم که الینا از مماغمون ریخت بازم خدا رو شکر میکنم که امسال و الینا پیشم بود برعکس سال پیش که این موقع الینا تازه ١۶ هفته بود امروز فردا میکردم که برم سونوگرافی و جنسیتشو بدونم یادش بخیر اونقدر قبل تحویل سال به درگاه خدا دعا کردم که این کوچولومو حفظ کنه برخلاف اونیکی که چقدر از خدا خواستم نگهش نداشت صد در صد بیشتر از من دوستش داشته که بردتش پیش خودش خلاصه با این ٣ عیده که من تنها نبودم اما امسال الینا پیشم بود قبل از تحویل سال لباسای خوشگلشو پوشوندم و دوون دوون خونه پدر شوهر ولی حیف که تو راه موندیمو نتونستیم برسیم آخه پدر شوهر من تنهاست و ما درست دیوار به دیوار خونشونیم خانومشون چند سال پیش فوت کردن و ما سعی میکنیم در مراسم و اعیاد تنهاش نزاریم بعد از تحویل یه سیل از قوم شوهر ریختن خونه بابا (بابای امید) و کلی تا نصف شب گفتیم و خندیدیم ما سه جاری هستیم که هر کدوم بچه های با فاصله چند ماه بدنیا آوردیم که دیگه خودتون حدس بزنین بحث سر چی بود سر خوشگلی کدوم بچه و این جور چیزا که طبق معمول دخمل من از همشون نازتر در اومد جیگرتو مامانی

بعد از اولین روز عید از فرداش به دیدن چند تا از اقوام رفتیم و خدارا بخاطر لطف زیادی که به ما داشت شکر کردیم که این چه دختریه که آبرو نزاشت برامون بمون با اون جیغای بنفشش اه فکرشو بکن کلی تیپ بزن دخترتم همرو بزنه به هم انشالله که سال دیگه بهتر از امسال بشه ما که منتظریم زودتر بزرگ بشه

چند نفر از فامیلا هم دیدن ما اومدن که بازم دختر ما کم نزاشت و همه را فراری داد غیر از من چون توف سر بالاست باز برمیگرده سر خودم الان که مینویسم هنوز که هنوزه الینا درست نشده نه اینکه مریض باشه خیر دلش سر پایی میخواد تا بلندش میکنیم انگار نه انگار همون الیناست که داشت ضعف میرفت از گریه همه میگن خدا بهت رحم کنه منتظر عید شدیم گفتیم تا اونموقع الینا بزرگ میشه قاطی آدما خوردنش خوابیدنش بازی کردنش سر جاش اما کو بدتر از گذشته چند روز پیش بردمش دکتر حدس زد که عفونت داره کشت ادرار نوشت برای بار دهم جواب منفی بود و عفونت نداشت میگن داره دندون در میاره برای همون بی تابه ولی مگه دندون در آوردنم ٢ ماه طول میکشه من که چیزی نمیبینم خلاصه بگم که جزء مادران بدبخت و پر دردسرم خدا جون با این حساب قول بهشت و باید صد در صد بهم بدی

از داروهای تجویزی دکتر برای الینا (زاکسیم- متروماکس- زینک سولفات و قطره آهن خارجی به اسم mym که اینم باز نمیخوره قوربونت برم خدا اون از ستایش که با اینکه از الینا یه ماهم کوچیکتره یه کیلو و نیم ازش چاقتره الینا هم که همچنان در 8 کیلو باقیمونده میگه بمیرین زنده بشین زیاد نیکنم که نمیکنم منم که تصور کنین حرص مردم و کار به کنار حرص الینا یه طرف واقعا که خوش به حال اونایی که از طرف غذا با بچه هاشون مشکلی ندارن من که از الان پیر شدم تا این دخترو بزرگش کنم فکر کنم چیزی ازم نمونه از شیرین کاری های الینا چیزی نمیگم چون فعلا که همش گریست ولی ضریب هوشیش و درکش رفته بالا و خیلی پیشرفت داشته از اون لحاظ اصلا نگران نیستم فعلا که درگیر خوردو خوراکشم حالا بریم سراغ الینا و عکسهاش امروز براتون بعد از مدتی چند تا عکس از الینا میزارم اونم چند مدل خوابیدن دخملیه برام نظر بزارین ببینم این دختر نسبت به چند ماه پیش فرق کرده یا نه

الینا رو با هزار مصیبت خوابوندم میبینین که پتو رو سرشه

پتو رو از سرش کشیدم تا عکس بگیرم ولی همچنان پتو رو محکم چسبیده

وحالام که پتو رو بغل کرده بکشیش منو اونجوری بغل نمیکنه

اینجا به پتو حسودیم شد از روش کشیدم

اینم یه عکس از پاهاش که همیشه همینجوری رو هم میزاره چه در خواب چه در بیداری

اینجا هم اونقدر بیچاره رو انگولک کردم که بیدار شد و با تعجب به منو دوربین نیگاه میکنه چه خبره مامان داره از من عکس میندازه مگه خوابیدنم دیدن داره

اینجا هم بعد از بیدار شدن از خواب بردمش آشپزخونه که خیلی دوستش داره و اونجا اصلا گریه نمیکنه از الان معلومه شغلش خانه داریه

اینجا مورد حمله مامانش قرار گرفته و مامانی بوس مالیش کرده اونم اثراتش

اینجا هم بسیار متعجب از حرکات مادرش به باباش نگاه میکنه که بابا این چشه

خوب دیگه فعلا همین اینم ماجرای یک روز در خونه ماندن به شرح از تصویر نتیجه بیکار بودن یه خانوم شاغل در خونه از این بیشتر نمیشه تا دولت باشه کارمندارو بیکار نزاره که اینجوری به سرشون بزنه و هر بلایی میخوان سر کودکان دلبندشون نیارن منتظر عکسهای بعدی از الینا باشین بای بای

 

/ 18 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره د

راستی حوصله اداره رو دیگه ندارم ولش کن تازه به خونه عادت کردم ماکویی چرا استعفا میده اتفاقی افتاده از همکارهای دیگه خبر تازه ای نیست؟[سوال] بازم فکر میکنم اما بعید میدونم فعلا [خداحافظ][خداحافظ]

فرناز

سلام من عکسا رو تازه دیدم خیلی خیلی نمکیه این دخمله آخه به لپ بچه چیکار داشتی چرا این شکلی کردیش [ابرو] پاهاش خیلی عروسکه که رو هم انداخته[ماچ]

nazi

salam khoshhalam az ashnaeet. axaye elinaye nazeto natoonestam bebinam. chera?[ماچ]

بهاره د

الو کجایی ؟ جوابمو بده دیگه !!!!!!!!!!!!!!!!!!1 [سوال]

فرناز

سلام الناز جون راجع به اون سواله باید بگم که دینا توی 6 ماهگیش خیلی کپلی بود و حدود 8 کیلو داشت مامانم هم دست درد شدید داره ونمیتونست اصلا بلندش کنه برای شستن از یک طرف دیگه فاصله خونه ما با مامان حدود 20 دقیقه میشد که باید پیاده می اومدم و برام سخت بود از وقتی گذاشتم مهد خیلی خیلی راحت شدم چون نزدیک خونمونه و از اونجا راحت میرم سرکارم [ماچ]

سوری مامان عسل

سلام الناز جون. عزيزم سال نو با تاخير مبارك باشه. راستش از من دلخور نباش . كلي بي حوصله بودم و هستم و امسال عيد رو دوست نداشتم. همون حدسي كه زدي درست بود و قوم الضالمين دست از سرم برنداشتن. اين الينا نازم چقدر ماشالله بزرگ شده چيكارش داري ماماني وزنش بخدا خوبه زياد خودت رو حساس نكن. بچه ها هر كدوم قلقي دارند راستش عسل اصلا جيغ جيغو نبود اما از اول تا الان كه نزديك به سه سالش ميشه شبها تا ديروقت دو يا سه بيداره خوب واسه من مادر كارمند سخته هيچوقت هم سياوش بخاطر عسل بيدار نمي مونه تا من بخاطر اداره بخوابه چون سياوش ساعت 9 بيدار ميشه و ساعت 10 ميره مغازه . معلومه كه بهشت به اسم ما ثبت شده الكي كه نيست راستي ببوس دخملي رو[ماچ][بغل]

nazi

قربونت مرسی بابت راهنماییات عزیزم خصوصی

بهاره د

میشه بگی تشریفت کجاست [کلافه][منتظر][متفکر][قهر]

بهاره د

سلام دیروز ماکویی رو تو بازار دیدم سنگ کلیه داره داشت از سونو بر میگشت میدونم سر گرمو مشغولی انشاالله مشکلاتت حل میشه رو الینا رو از طرف من ببوس[ماچ] از خواهر معصومه چه خبر ؟ میگفت مشکل داره دیروز خوابشو میددیم به معصی هم سلام برسان

reza delbar

salam alanke daram nazar mizaram to mihan bahat miharfam baba bacharo bos kardi ya gazesh gereftiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii [نیشخند]