الینای توف توفی

سلام دوستان لطف کردین و بهم سر زدین دوستای تبریزی و هم زبونم ساناز و الناز جون از ناهید عزیز همکارم و ... متشکرمsmileys

این چند روزو کلی با الینا حال کردم خیلی شیرین شده smileysشب چهارشنبه بود که تو خونه خودمون تشریف داشتیم امید خیلی خسته بود و من از امید خسته تر به حر حال جفتمون کار میکنیم منتها کار من بیشتره چون هم بچه داری و خونه داری روش اضافه میشه الینا بهونه گیری میکرد و دوست داشت سر پا بگردونیمش ولی امیدو من نا نداشتیم مگه میشه به الینا فهموند که ساکت باش مجبور شدیم بخاطر اینکه صدای جیغشو نشنویم نوبتی بهش برسیم الینارو گذاشته بودم رو پاهام و باهاش بازی میکردم که به اداهای من شروع کرد و بلند بلند میخندید باورم نمیشد الینای کوچولوی ما میخندید اونم بلند بلند واسش هنوز زوده اما چون اون از همون یک ماهگی لبخند میزد مشخص بود دختر ما خنده روست اون میخندید من میخندیدم جوری که داشت از چشام آب مییومد خواستیم از این صحنه فیلمبرداری کنیم که نشد خلاصه اون روز به خوبی گذشت خداییش با خنده های الینا خستگی منم رفع شد پنج شنبه الینا و ستایش رو حموم دادیم showersmile.gif : 41 par 51 pixels.منو سمیرا(عروسمون) هنوز بلد نیستیم بچه هامونو خودمون بشوریم من که خیلی ترسو هستم باز صد رحمت به سمیرا الینا از حموم خیلی بدش می یاد نمیدونم چرا ولی تا آب به بدنش میخوره اینقدر جیغ میکشه الینا از همون اول که بدنیا اومد صداش خیلی بلند بود تو بیمارستان هم اتاقیاش پسر بودن صدای الینا از اونا بلندتر بود وقتی جیغ میکشه انگاری یه بچه بزرگ 6.7 ساله داره داد میزنه خیلی نا هنجار به نظر شما الینا که بزرگ شد از حموم کردن خوشش می یاد؟

متاسفانه ستایش حالش خیلی بد بود و سرماخوردگی شدید گرفته بود دیروز که با هزار مکافات هر کاری کردم الینا نخوابید دیگه از پا افتادم و الینارو تحویل مامان دادم عوضش ستایش گریه میکرد مامانش پایین بود تا گذاشتمش رو پام دیدم نفسش بالا نمی یاد تفلکی دماغش گرفته بود و سرفه میکرد آخر سر با سرعت بردنش بیمارستان چند تا دارو و یه آمپول اونم بهnursesmileyf.gif : 69 par 37 pixels. یه بچه سه ماهه الان ازش خبر ندارم چون اداره هستم انشاالله که بهتر شده باشه وگرنه فردا باید بستری بشه من هی به این عروسمون گفتم کم لباس بپوشون به این دختر از کنا بخاری اینورتر نمی یاد گفته بودم که آخر سر مریض میشه چون نباید بچه رو زیاد به گرما عادت داد حالا نمیدونیم چطور مریض شده آخه از خونه که بیرون نرفته بود میترسم به الینا هم سرایت کنه مخصوصا که پنج شنبه واکسن داره خیلی دلهره دارم به نظر شما واکسن 4 ماهگی خطر نداره چی کار کنم تا تب نکنه اگه تب کرد چی کار کنم این بار عکس ندارم آخه رم ریدرم گم شده انشا الله عکسهای جدید چهار ماهگی الینارو براتون میزارم الینا دیگه کم کم دردسراش کمتر شده جیغاش سر جاش ولی در کل مادر بودن حال میده من که هر روز هزار بار میبوسمش اونم برام ناز میکنه اونقدر دوست داره ببوسمش یا نوازش بدم  تازگیها یاد گرفته شق شقشو بگیره دستش عکسشو گرفتم بعدا براتون میزارمpinkhandcuffsf.gif : 43 par 32 pixels. دو روزه یاد گرفته و توف میکنه کاری که من بدم می یاد ولی اون خیلی حال میکنه فکر کنم روزی یک لیوان تمام توف میریزه بیرون راستی الینا خیلی بد غذاست بعد از دو ماهگیش رفته به رفته وعده های شیرش کمتر شده و عوض اینکه طبق دستور شیر خشک الان بیشتر بخوره مثل یه نوزاد یک ماهه غذا میخوره آیا کسی میدونه عاتش چیه تو نظراتتون بهم بگین ممنون بازم طولانی شد چشاتون درد نکنه بهتون سر میزنم و منتظر نظرات پر مهرتون هستم بای

/ 4 نظر / 17 بازدید
محمد

سلام وبلاگت رو ديدم خيلي جالبه ديدني و قشنگ و مهربون مي نويسي شكلك هاي خيلي قشنگ و مناسبي هم انتخاب ميكني موفق باشي

مامان الی

الناز جان مواظب الینا باش تا از دختر داییش سرایت نکنه.در مورد شیر خوردنش هم از دکترش بپرسی بهتره. منتظر عکسهای الینا هستیم.

ناهید

راستی الناز الینا عکسش بعد حموم چقدر نازه. موش بخوردت دختر!

ناهید

خوب طبیعیه مادری که تواین سن اینقدر بدونه و بلا باشه جیغ زدن دخترش تو این سن مثل دخترهای هفت هشت ساله میشه دیگه!