من و دخترم برگشتیم

سلام به همگی حالا دیگه معلوم شد که اگه من نباشم خبری از دوستامو نظراتشونم نیست آخرین بار که اومدم همون 13 پیغامو برام گذاشته بودین نمیدونستم که اینقدر زود فراموش میشم ولی شما دوستان تک تکتون تو یادو خاطرم بودین همش دعا میکردم که این وضعیت زودی تموم بشه من برگردم پیشتون و از اوضاع و احوالتون خبردار شم الحمدلله همتون خوبین کوچولوهاتونم خوبن خدا رو شکر انشالله که همیشه سلامتیتون خوشیهاتون پا برجا باشه و اما بریم سراغ خودمو اتفاقات این چند وقت که چرا نبودم و چرا نتونستم حتی بیامو تولد یک سالگی دخترمو واولین تولدشو بهش تبریک بگم نیست که از شماها هم تبریک زیاد شنیدم حالا وقت گلایه نیست

علت اصلی نبودنم قطعی اینترنت اداره بود تو این دو ماه چندتا مهندس اومدنو سر زدن ولی انگار نه انگار آخر سرم مجبور شدن سیستمو عوض کنن و من الان صاحب یه کامپیوتر تازه شدم اما چه فایده ایکاش با همون کامپیوتر قدیمی میموندم در عوض وبلاگ الینا رو بروز میکردم هر چند تولدی برای دخترم نگرفتم تا بیامو ازش عکسو نمیدونم کادوهای اطرافیان و بزارم ولی حداقل میتونستم از پیشرفت روزانه دخترم براتون بگم

الینا الان حدودا یک سالو یک ماهو دو روزه هستش اما هنوز داره چهار دستو پا میره و موفق نشده راه بره بس که ترسو تشریف داره جرعت نمیکنه دستشو ول کنه من بی صبرانه منتظر اولین قدماتم دخملم اگه ببینین چقدر بزرگ و خانوم شده خیلی فرق کرده با آخرین عکسی که ازش گذاشتم الان که مقایسه میکنم میبینم خوشگلترو بزرگتر شده از دیروز میتونه خودش وایسته ولی از ترس زانوهاش میلرزه یواش میشینه میدونم که دیر راه میافته اما هوشش الحمدالله خیلی خوبه خیلی چیزا رو درک میکنه مثلا اگه روش داد بزنی یا جایی دعوا ببینه حتی تو تلوزیون از خودش عکس العمل نشون میده با اینکه جایی دعوا ندیده ولی بازم میفهمه و گریه میکنه دست میزنه میرقسه بوس میفرسته چند تا هم کلمه به کار میبره مثل (آبا:همن آب یا ابو:الو یا مام:مامان نم نم :یعنی غذا یا خوراکی بابا که تکه کلامشه اه اه :همراه با زدن اونم منه بیچاره رو قاقا میگه ) وقتی گوشیرو میدی دستش اولش با صدای کلفت میگه ابو یا ادو بعدشم بابو بی بی بوم ها هوو ادو و خلاصه هر چی بلده اونقدر میخندیم بهش بعدشم نوبتی میچلونیمش یه مدت بود اشتهاش خیلی خوب شده بود هر چی میدادم سیر نمیشد خیلی خوشحال بودم در عرض یه ماه یه کیلو اضافه کرده بود اما دوباره کم اشتها شد الحمدلله از اول تا الان آزمایشاش هیچکدوم عفونت نشون ندادن علت کم خوریشم از خودشه برا همون دیگه نگران نیستم برای وزن یک سالگی که بردمش ٩ کیلو ٨٠٠ گرم بود الان نمیدونم چند کیلو شده هوا خیلی سرده با اینکه ازش مراقبت کردم ولی بازم سرماخورد اما نه شدید زیاد بهش دارو نمیدم میخوام سیستم دفاعی بدنش قویتر بشه من که خودم از همون اول زیاد دارو مصرف نمیکردم برا همون سرماخوردگی هام زود رفع میشه

امید دیگه نمیره تهران دوری از منو الینا رو تحمل نمیکنه منم راضی نیستم بره عوضش الن تو تبریز کار میکنه و راضی هستش هم بخاطر اینکه هم زبوناشن و هم انکه تبریزی ها آدمای خونگرمو مهربونی هستن از همه مهمتر زرنگم هستن خیلی اسرار داره بریم تبریز ولی من نمیتونم کارمو خانوادمو ول کنم و برم تبریز هرچند شهر بزرگ و قشنگیه حتی ماه عسل از طرف دانشگاه با تبریزیها رفتیم مشهد یادش بخیر چیزی که نظر منو به خودش جلب کرده بود توجه بیش از حد خانوما به همسراشون بود برعکس ما زنای تبریزی خیلی به همسراشون ارزش میزارنو مثل یه بچه نازشونو میکشن با اینکه همه ذوجا هنوز نامزد بودن عوض اینکه مرداشون بهشون توجه کنن این زنا بودن که هر چی از دستشون بر میومد برای شوهراشون انجام میدادن برام خیلی جالب بود خیلی هم آدمای صمصمص هستن ما با خیلی ها دوست شدیم و تنها غریبه ما بودیم همچنین از همشونم بزرگتر ما بودیم هیچوقت یادم نمیره خیلی خوش گذشت جا داره از رهبر بزرگمون بخاطر این امکانی که برامون فراهم کرده بود تشکر کنم منظورم بعد از این گفته ها به این بود با اینکه اینقدر خونگرمن ولی برام دوری از شهرم خیلی سخته و ترجیح میدم زندگیم به همین روش پیش بره قول دادم که بدون عکس الینا براش چیزی ننویسم و حتی عکساشم آماده کردم ولی نمیدونم چرا رم ریدرم و کامپیوتر نمیخونه باید یکی دیگه بیارم ولی قول میدم بزودی الینا رو ببینین منتظر نظراتتون هستم اینم آخرین اخبار از زندگی من بای تا بعد 

/ 6 نظر / 11 بازدید
مامانی الینا

خیلی خوش اومدین عزیزان من.....به حساب کم لطفی نذار...گاهی اوقات اونقدر سر همه شلوغه که حد نداره[قلب]

فرناز

]سلام خانومی خوش اومدی دوباره . من خیلی بهت سر میزدم و میددم که از آپ خبری نیست . حدس زدم به اینترنت دسترسی نداری . تولد الینا جونم هم با تاخیر یک ماهه مبارک باشه . منتظر عکسای جدیدش هستیم . اینم برای تو و الینا جونم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان الی

به به سلام. پس بالاخره اومدی. حالا چرا گله میکنی؟ من از روی گوگل ریدر متوجه میشدم که آپ نداری به همین خاطر بهت سر نمیزدم. (پیشرفت تکنولوژی اینه دیگه)

مامان الی

از این به بعد زود زود آپ کن. از روی الینا هم ببوس[ماچ]

عارف

اگر ممکنه شماره رمز پیام را برام ارسال کنیند ممنون میشم