شب یلدا

با سلام دوستان بازم ممنون بابت لطف بسیار شما که اینقدر زحمت میکشید و به من سر نمیزنین .

دیروز جلسه داشتیم و من دچار سر درد شدیدی شده بودم اونقدر شدید بود که مرگ و ترجیح میدادم تا اینکه درد لعنتی رو بکشم فکرشو بکن سر درد داشته باشی و مجبور بشی چرت و پرتای رئیستو گوش بدی خلاسه بعد جلسه مثل همیشه خسته و مریض خونه مادرم رفتم حالا هر کی باشه قبل از هر کاری میره سراغ بچش ولی من یک راست رفتم اتاق و دراز کشیدم و زار زار گریه کردم که امشب شب یلداست و من باید درد بکشم و شاد نباشم بعد از مصرف مسکن حالم بهتر شد میخواستم برم دکتر که شوهر مشغول تعمیر ماشین بود و نشد که برم دیگه دارم شک میکنم که یه تومور تو مغزم هست هر چه زودتر باید اقدام کنم بعد از کمی استراحت رفتم سراغ الینا جیگر اونقدر باهاش بازی کردم که نگو خیلی شیرین شده بود میخندید دوست داشت کف پاهاشو بخورم کلی حال کردم کم کم داره بعضی چیزارو میفهمه یعنی دیگه به غیر از گریه کردن خندیدن و صدا در آوردن و یاد گرفته صداهایی شبیه (اقووو .اوو اییی) بابایی نیومد دنبالمون و ما چله رو در منزل بابام تشریف داشتیم دلم میخواست با اون بودم ولی به خاطر مشکل ماشینمون سخته تو این سرما بچه رو آواره کنیم و امسال اولین باری بود که در کنار امید نبودم عوضش اون با خانواده خودش بود و من با خانواده خودم بد نبود کلی خوردیم و الینا هم زیاد اذییت نکرد

راستی پول اون قبض هم پیدا شد میگن پول حلال گم نمیشه میخوام امروز چند تا از عکسای الینا رو بزارم

 

 

الینای سه ماهه میبینین چقدر شبیه پسراست درست مثل بچگی های خودم

عکس رها خانوم نتیجه خاله مرحومم که از الینا 10 روز کوچیکتره

فعلا همینارو داشتم بعدن بهتر از اینارو براتون میزارم منتظر نظرات شما هستم بای بای

 

/ 4 نظر / 37 بازدید

نظر هام نمیاد.

سوری مامان عسل

سلام الناز جون. خیلی ناراحت شدم حتما حتما این سردردت رو پیگیری کن البته منم دو هفته درگیر کمردرد شدید بود که با رفتن به دکتر و آمپول و ... خوب شدم یعنی اگه بزاری همینطور بمونه بدتر میشه. پس این الینای ناز بزرگ و شیرین تر شده معلومه مامانش هر چی بزرگتر بشه دوست داشتنی تر هم میشه. روی ماهش رو هزارتا می بوسم. عکسهایش هم بی نظیره [ماچ][بغل]