الینا جیگر مامانی فدات بشه

سلام خوبین بچه ها از خیلی هاتون خبر ندارم معلومه کجایین حتما مشغول خونه تکونی و یا جمع کردن حساب سالیانه هستین یا شایدم خرید عید بد جوری مشغولتون کرده الحق که بازار قبل عید خیلی حال میده متاسفانه من از دیدنش محرومم توشهر ما جماعت خیلی ندید بدید هستن یه چند باری که برای خرید عید رفتم بیرون و الینا جیگری رو سوار کالسکش کردم و بردم بیرون ادم نموند که بهم حرف نپرونه همشونن زن بودن خدا میدونه از دماغم ریختن بیرون یکی میگفت مجبوری با بچه میای بیرون رد میشد میرفت تا بیام جوابشو بدم ناپدید میشد دومی لفظ کلامم و تقلید میکرد اونیکی میگفت خودت چی هستی بچت چی باشه ای وای کشتن منو مامان که کم مونده بود دعوا کنه آخه من یه خورده کوچیک دیده میشم هیشکی باورش نمیشه من مامانم برا همون فکر میکنن برا مادر شدنم زود بوده حالا بگذریم هر چی از این جماعت بگم بیشتر حرص میخورم قبل عیدی اونقدر درگیری لفظی با مشتریا داشتم که نگو هر روز به تعداد دو عدد ایپو پروفین میل میکنم تا سر دردم خوب بشه ولی کو مگه تاثیر میکنه اونقدر که جماعت هار شدن آخرین بار که دیگه از شدت عصبانیت زدم میخکوبو شیکستم اونم به دیوار کوبیدم همه مات مونده بودن آخه نمیدونین اونقدر که حرصم داد با هر زبونی که بلد بودم قانع نشد که نشد فقط داد میزد در حالی که من بی گناه بودم چرا هر چیز منفیه منو پیدا میکنه قبل عیدی خدا رو خوش میاد اعصابم و بهم میریزن هر چی درد و دل کنم کم گفتم دیگه کارد به استخون رسیده میخواستم استعفا بدم برم بشینم کنج خونه دلم برای آینده الینا سوخت مادرا باید یه جوری بسوزن اینم نوع سوختن من کارم خیلی سخته و مشتریامم نادونن خدا میدونه چه عذابایی که نمیکشم اینجا آخر سرم خسته کوفته یا با چشم گریون یا با اعصاب خراب که همشونم به سر دردای شدید ختم میشه مواجهم که همشم روی الینا و مادر خانومی و شوهر تخلیه میکنم بیچاره همه بیچاره من بازم باید بگذریم خدا بزرگه شاید سال نو برام سال خوبی باشه هر چی هم خوب نباشه یه خوبی پیشمه اونم وجود الیناست که بهم دلگرمی میده روز به روز با شیرین کاریاش دلمو بیشتر میبره نه تنها من بلکه اطرافیانم خیلی دوستش دارن بریم سراغ اتفاقات اخیر

الینا ١٨ اسفند وارد هفت ماهگیش شد که وقت نکردم بیامو تبریک بگم با این خبر خوش وارد شدن به هفت ماهگی مسلمه که واکسن ۶ ماهگی الینا زده شد و پدر هفت جدو آباد بنده و مادر بیچاره بنده در آورده شد تب شدیدی گرفته بود روز اول یه خورده بهتر بود اما دیگه روز دوم اونقدر گریه کرد که داشت هلاک میشد دختر نازنین من درداش قاطی هم شده بود از یه طرف دو هفتست که گوشاشو سوراخ کردیم بعدشم که داره دندون در میاره دیگه خیلی بیتابی میکنه دختر گلم چیزی نمونده این روزام میگذره خدا به من رحم کنه چقدر بچه داری عذابه به هر حال همینه که میگن بهشت زیر پای مادران است

نتایج حاصل از رفتن به بهداشت و گرفتن وزن و قد الینا وزن ٨ کیلو خدا رو شکر اضافه کرده بود قدش ۶۶ دور سرشم ۴٣ روی هم رفته خوب بود اما چه فایده بازم کم اشتها شده احتمالا یا دوباره عفونت داره یا بخاطر دندوناشه

از ستایش خوشگله عمه براتون چند وقته چیزی نگفتم این دو خواهر با فاصله یک ماه درست ٣٠ روز بدنیا اومدن در نتیجه ستایشم وارد ۶ ماهگی شده شیطونو بلا به سکوت اولیه اش نگاه نکنین آنقدر بلا شده که نگو کارش فقط جیغ زدنه تا دلتون بخواد جیغ میزنه اونم در زمانی که ما داریم سریالای مورد علاقمونو نگاه میکنیم خداییش شکنجه میده آدمو به قول ما ترکا( سه سن قوربان ) یعنی قوربون صدات حالا تجسم کنین که یه جیغ بنفش ستایش دنباله جیغ خوشگلش الینا جیغ یعنی صدا با صدا چی میشه هیچی نا هنجار میشه و مادر و پدر بیچاره من میگن ای کاش یه جای آروم بود زن و شوهر میرفتیم اونجا بازم به هر حال خوشحالیم و به وجود جفتشون افتخار میکنیم

الینا تو جاش خیلی این ورو اونور میپیچه که گاهی باعث گریش میشه من موندم با این اداش چی کار کنم همشم تو خواب با چشم بسته این کارو میکنه به نظر شما از دندوناش باشه چون دکترش گفت علتش دندوناشه آخه من نمیدونم چرا اینقدر زود دندون در آورد ما که هممون نزدیکای یک سالگی دندون در میاوردیم این به کی کشیده معلوم نیست خیلی دیگه حرف زدم چون قبل عیده و باید کلا دلو خالی کرد تعطیلاتو که نمیتونم چیزی براتون بنویسم بعد عید از اتفاقات عید براتون میگم فقط باید حتما هر جوری شده یه عکس از الینا بزارم وگرنه عقده ای میشم کل کیفیش به همون عکسه

امید خان اگه به دخترم که بزرگ شد نگفتم انتقام این روزارو ازت بگیره خوب عزیزان روز خوش بای بای

/ 5 نظر / 18 بازدید
سوری مامان عسل

سلام الناز جون. سال نو رو پيشاپيش خدمت تو و خانواده عزيزت تبريك ميگم و از خداوند براتون بهترينها رو آرزو ميكنم. انشالله سال پر خير و بركتي پيش رو داشته باشين. [ماچ][بغل][گل]خصوصي هم داري

علی

سلام خانوم چه حوصله ای داری من که حوصله نوشتن ندارم وقت کنم چند تا عکس میزارم تو وبلاگم

فاطمه

منم شهریوریم شهریوریا معمولا زود ناراحت میشن.فداکار وباگذشتم هستن مسئولیت پذیری بالایی دارن که براشون همیشه دردسر.خود من تو شعبه هیچ کاری رو نمیتونم سرهم بندی کنم واسه همینم همیشه کارم زیاده.وبلاگت با حاله.حداقل با نوشتن خودتو تخلیه میکنی واین خیلی خوبه.امیدوارم این بار که میای شعبه دیگه کلافه و ناراحت نباشی.خدا اونایی رو که صبر میکنن خیلی دوست داره وکمکشون میکنه

مبینا

سلام به روی خودت نیار الینا روببوس هزار بار [خواب] راستی من همون مبینای قبلی ام از مامانم ادرس سایت زیبا تونو گرفتم بای